اسلام دین کمال و تکامل است و قرار است تا آخر دنیا رهرو بشر باشد. قرار نیست که در اسلام نقص و نقصانی باشد. هر چه هست از مسلمانی من و شماست.... دین اسلام کامل است... کامل است به ولایت علی و آل علی... چرا که فرمود الیوم اکملت لکم دینکم... و همه میدانند که در آن روز که این آیه نازل شد، منظور قرار گرفتن مولا علی در راس امور شیعه و تبعیت کنندگان واقعی از پیامبر و آل پیامبر می باشد. هر کس بی علی است، از حق به دور است. هر کس ناحق است، ضد خداست... و مسیری غیر خدایی دارد... کسانی که با علی و آل علی محشورند، ذره ای خلاف سیره ی آن بزرگواران نمی کنند... از چه روی برخی احکام صادره از سوی برخی مصادر ظاهرا دینی، همگی ضد اهل بیت و ضد مرام و سیره اهل بیت است، الله اعلم!!!
هر کسی بلندگو دستش می آید و جمعیت را می بیند و یا قلمی فرسوده و مخاطبی یافته و یا مجمعی به حسب اتفاق برای مهیا شده و ذواتی دورش را گرفته اند، که نباید فکر کند ملای در همه علوم و مسائل و رسائل است... ملای واقعی، دیندار واقعی است... ابوموسی اشعری در زمان علی (ع)، مجلس وعظ و خطابه و فتوا و افتاء و تفسیر قرآن و حدیث داشت... ولی کارش درست نبود مع الاسف! اگر کسی هم امروز کتابتی کرد، صرف نویسنده بودنش که تمامی کلماتش امام زمانی نیست... اگر منبری را به من نوعی دادند، اینطور نیست که هر آنچه گفتم وحی منزل باشد...
اساسا چه خوب است که انسانها قدری هم بصیر باشند و در هر کلامی تدبر کنند... چه کلامی بالاتر از کلام خداست؟ خدای رحمن فرموده در کلام من تدبر کنید، فاتبعوا احسنه کنید، کلام خدا را هم باید ابتدا فهمید، درکش کرد، در آن تدبر و تعمق و تعقل و تفکر کرد و سپس بدان عمل کرد... درست است که تعبداً هم اگر کسانی عباداتی انجام دهند، خالی از وجه ثواب نیست و بهتر از جرم و جنایت و گناه است... لکن این کمال معانی برای انسان و نسل بشری نیست... مگر نه این است که دین اسلام دین کامل و مکمل و نهایی است؟ پس باید با تمام ضوابطش پذیرایش باشیم... وگرنه با یهود و نصاری در یک عرض می شویم... اسلام ناب یعنی تسلیم امر الهی شدن، یعنی که حکم به قاعده راندن... یعنی که حکم برانی گرچه به مزاقت خوش نیاید... حق را بگویی اگر چه تلخ باشد... حقیقت را بگویی اگر چه بر علیه خویشان و کسانت باشد...
بد نیست که حقیقت ناب اسلام را در سیره اهل بیت جستجو کنیم... خواندن برخی کتب معتبره مثل منتهی الامال از ضروریات معرفت یابی و بصیرت داشتن در دین و دنیاست... بالاخره باید الگویی برای سبک زندگی داشته باشیم. این الگو تا معصومین هستند سزاوار احد الناسی نیست... کتابهای آیت الله سید کاظم قزوینی را که در باب زندگی اهل بیت است باید خواند... تازه آیت الله قزوینی توضیح هم داده اند و مسائل و حوادث را شرح کرده اند... چه توضیح نابی هم نموده اند... همچنین کتاب القطرة فی مناقب اهل بیت، این هم کتابی بسیار عالی در باب زندگی و مشی و روش و مسلک و مناقب اهل بیت است. چه خوب است که این قبیل کتابها که همگی معتبر و به روز هم هستند، بیشتر در تاقچه های خانه های ما باشد...
قدیم الایام، کتابهایی مثل گلستان و بوستان و حافظ و سعدی و نصاب الصبیان، صرف میر فارسی، شرخ تعریف، عوامل منظومه شرح سیوطی، الفیه، شرح نظام، شرح جامی در نحو و صرف و حاشیه ملا عبدالله، کلیات سعدی فخمسه نظامی و تعداد زیادی کتب معرفتی مثل معراج السعادة و منیة المرید و جامع السعادات و کتبی امثال این کتب خوانده می شد و بچه ها هر چه درس می خواندند با شعور تر می شدند، به خلاف اکثر درس خواندن های امروزی...
برچسب:
نویسنده: آتنا حسینیپور