هر کس به تو چشمکی زد و چراغ سبزی نشون داد و به تو کار یا پول داد، این آدم تو نیست. بلکه این تویی که آدم او شده ای...
تو را از برای منافع جنسی و کذایی شان میخواهند...
ثمره اش را هم دیده ای...
درست است که مثل همیشه، خر و نفهم تشریف دارید. ولی مطمئنم که در اعماق ضمیرت، آنجایی که گهگاهی سو سوی انسانیتت شاید ابراز شود، در آن موضع و دقیقا در آن موضع است که این حرفها را میفهمی و خوب هم میفهمی....
وگرنه چرا باید تو به این مفتکی ها صیغه آقای ایکس... که جوجه ای از جوجه های من هم حساب نمیشد بشوی؟! تو خود تا آخر بخوان...
زن اول بودن و بانوی قصر و ملکه بودن بهتر است یا زن دوم و چندم بودن؟
زن اول بودن ما میخ دارد، ولی زن دوم و چندم همسایه شدن، کیفش کوک است؟ دیگر میخ ندارد؟
اگر اینطور است، چرا دوام نداشته؟
راستی متوجه شدهای که الان دقیقاً در موقعیت شأن ذاتی و اجتماعی خودت هستی و مثل دستمال کاغذی چند بار مصرف شدهای و از این دست به آن دست میشوی؟؟؟!!!
برچسب:
نویسنده: آتنا حسینیپور